تبليغاتX
سیم کش !


چه چیز غمناک تر از این:
دیدن دانه های زلال اشک بر گونه های زیبای یک کودک... کاش این اشکها از درد باشد (مثل زمین خوردن) و نه از غم (مثل...)
چه چیز زیباتر از این:
تسلی دادن کودکی با دنیای کودکی خویش، به کودکی دیگر با اندوه فراوان... کاش همه دردها و غم ها با دلداری یک دوست پایان یابد.

حسام این مطلبو سه شنبه 1388/10/01 ، ساعت 19:48 نوشته

پدر گفت: مادرت به آسمانها رفته. عمه گفت: مادرت به یک سفر دور و دراز رفته. خاله گفت: مادرت آن ستاره ی پر نور کنار ماه است. دختر بچه گفت: مادرم زیر خاک رفته است.

عمه گفت: آفرین، چه بچه واقع بینی، چقدر سریع با مسئله کنار آمد.

دختر بچه از فردای دفن مادرش، هر روز پدرش را وادار می کرد او را سر قبر مادرش ببرد. آنجا ابتدا خاک گور مادر را صاف می کرد، بعد آن را آب پاشی می کرد و کمی با مادرش حرف می زد.

هفته ی سوم، وفتی آب را روی قبر مادرش می ریخت، به پدرش گفت: پس چرا مادرم سبز نمی شود؟


منبع: کتاب بازی عروس و داماد نوشته بلقیس سلیمانی

حسام این مطلبو سه شنبه 1388/09/24 ، ساعت 17:30 نوشته
من شخصا مسئولیت  پاره کردن عکس امام را به عهده می گیرم تا هرآنچه قرار است در این هفته و هفته آینده اتفاق بیفتد تکلیفش از همین حالا مشخص باشد .


اعتراف می کنم که : خطا کردم . احساساتی شدم . وقتی دیدم هرکدام شما یک چیزی از امام را پاره می کنید ، من هم بچگی کردم و عکس امام را پاره کردم . دیدم شما طومار سپاه و بسیج و عزت امام را پاره کرده اید ، من به عکس او بسنده کردم .


دیدم شما نقشه راه امام را که حرمت نهادن به مردم و کرامت یک یک آنان در آن بود و هست ، پاره کرده و پاره می کنید ، زورم به عکس امام رسید .


دیدم  شما  وصیت نامه امام را که در آن به خیر و خوبی و عزت و سربلندی برای ایران و ایرانی  تاکید شده ، پاره  می کنید ، سهم من همان عکس امام شد.


من با چشم برزخی خدا داده ام  جمال  مبارک امام  را دیدم که به قیل و قال شما تبسم می کرد . و صدای دلنشین او را شنیدم که از یک بلندی برسرشما فریاد می زد و می فرمود : ای همه شما که برای پاره شدن عکس من گریبان می درید ، آن روز که فرزندان مرا به جرم اعتراض آرام به نتیجه انتخابات به گلوله بستند و خونشان برزمین ریختند ، چرا کفن نپوشیدید و به اسم توهین به عقل و اسلام و راه خمینی ، به شعارگویی های تند و پرتنش نپرداختید ؟


اصلا من خودم ، روح الله الموسوی الخمینی ، به محمد نوری زاد گفتم : برو و عکس مرا پاره کن تا خدا و عقل و تاریخ و آینده به شوربختی جماعتی بنگرند که  استعداد خلق یک دروغ ساده را نیز ندارند .


در کشوری که فراورده های فکری و سیاسی و معرفتی و اجتماعی و فرهنگی امام توسط برجستگان حکومت به شوخی گرفته می شود ، پاره شدن عکس امام ، احترام به اوست . 

 

من از این مضحکه ای که دوستان بپاکرده اند ، دو گرایش برآورده ام . که دومی برای اولی بستر سازی می کند . یک : احساس خطر دوستان . و دو : نیاز دوستان به عوام . که یعنی اگر در این سالهای پس از انقلاب ، صداو سیما و منبریان و مداحان ما  بر رشد مردمان  اصرار می ورزیدند ، امروز نمی توانستند به ضرب یک چنین ترفند کودکانه ای ، عوام را بخاطر پاره شدن یک عکس به خیابان آورند و در نقطه مقابل ، بخاطر کشته شدن جوانانمان  در خانه نگهشان دارند . احساس خطر دوستان که به داستان مفصلی خیمه بسته است . حتی تصور برکناری مصدر نشینان  نیز رعشه بجانشان می اندازد ، چه برسد به واقعیتی که چهار نعل پیش می تازد .


منبع : گاه نوشت محمد نوری زاد

حسام این مطلبو سه شنبه 1388/09/24 ، ساعت 0:25 نوشته
روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند.

آنها تصمیم گرفتند تا غایب موشک بازی کنند.

متاسفانه انشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت.

او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.

همه پنهان شدند الا نیوتون ...

نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد.

دقیقا در مقابل انشتین.

انشتین شمرد 97,98,99,100

او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده.

انشتین فریاد زد نیوتون بیرون( سوک سوک) نیوتون بیرون( سوک سوک).

نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم.

او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم.

تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن

تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست...

نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام...

که منو نیتون بر متر مربع میکنه

از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر یک پاسکال می باشد

بنابراین من پاسکالم پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال سوک سوک).


حسام این مطلبو دوشنبه 1388/09/16 ، ساعت 13:25 نوشته

بالاخره تونستم ویدیوی خوش و بش حامد حدادی با امری کسپی پیش از دیدار ساکرامنتو با ممفیس رو پیدا کنم. جالب اینجا بود که این ویدیو رو صفحه اصلی ساکرامنتو در facebook با عنوان "یک لحظه تاریخی" قرار داده بود. این فایل ویدیویی بصورت فلش (flv) و با حجم 4.73 MB رو از این لینک دانلود کنید.


حسام این مطلبو جمعه 1388/09/06 ، ساعت 18:26 نوشته
قالب وبلاگ